السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
5
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
ونقره طفل كه زكاة ندارد بلى هر گاه ولي بان تجارت كند زكاة مال التجارة مستحب است وزكاة غلات ومال التجارة طفل كه هنوز متولد نشده باشد مستحب نيست وولى طفل متولى دادن زكاة است واگر ولى غائب باشد حاكم شرع زكاة مال طفل را بدهد واگر ولى أو متعدد باشد هر كدام بدهند صحيح ونافذ است واگر يك كدام از آنها بخواهد بدهد وديگرى نخواهد وباهم نزاع كنند قول كسيكه مىخواهد مقدم است وهر گاه ولى زكاة آن را ندهد تا آنكه طفل بالغ شود ظاهر آن است كه استحباب دادن باقي باشد نسبت بان مال ( مسئلة 2 ) بر ولي شرعي مجنون مستحب است كه زكاة خصوص مال التجارة أو را بدهد نه غير آن از غلات يا نقدين ونحو آنها ( مسئلة 3 ) اظهر وجوب زكاة بر كسى است كه در أثناء سال بيهوش يا مست شود وبيهوشى ومستى در چيزيكه گذشتن سال در آن معتبر است قاطع سال نيست ومنافى وجوب زكاة در حال تعلق زكاة بغلات هم نيست ( مسئلة 4 ) واجب نيست بر مولى كه زكاة مال عبد را بدهد بنابر أقوى كه عبد را مالك ميدانيم بخلاف قول كسيكه أو را مالك نميداند ومولى را مالك آن ميداند كه واجب است زكاة آن بر مولى در صورتيكه متمكن از تصرف آن باشد ( مسئلة 5 ) هر گاه وقت بلوغ شك كند كه دانه هاى غلات أو بسته شده واسم غلات برآن صادق شده يا نه يا آنكه تاريخ بلوغ را بداند وشك كند كه زمان تعلق مقدم بوده بر بلوغ تا زكاة واجب نباشد يا مؤخر بوده تا واجب باشد در وجوب زكاة بر أو اشكال است هر چند أحوط است بخلاف آنكه در وقت تعلق شك كند كه بالغ شده يا نه يا آنكه زمان تعلق را بداند وشك كند كه پيش از آن بالغ شده يا بعد از آن يا آنكه تاريخ هيچ كدام را نداند كه در همه صور چيزى بر أو نيست وكسيكه مجنون بوده وعاقل شده وشك كند كه حدوث عقل پيش از زمان تعلق زكاة بوده تا واجب باشد يا بعد از آن تا واجب نباشد تفصيليكه در صور زمان بلوغ گذشت در آن نيز جارى است وكسيكه عاقل بوده وجنون عارض شده وزمان تعلق را بداند ولى زمان حدوث جنون را نداند مقدم بوده تا زكاة واجب نباشد يا مؤخر بوده تا واجب باشد ظاهر آنستكه بايد بدهد وهر گاه زمان حدوث جنون را ميداند ولى زمان تعلق را نداند مقدم بر آن بوده تا واجب باشد يا مؤخر بوده تا واجب نباشد يا آنكه زمان هيچكدام را نداند يا آنكه نداند أول عاقل بوده وبعد ديوانه شده يا عكس آن كه در تمام صور زكاة بر أو واجب نيست ( مسئلة 6 ) كسيكه